الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
146
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
فرمود : اين حادثه در اثر اصرار ابو براء پيش آمد و من از همان ابتدا با فرستادن اين رسولان مخالف بودم . ( 1 ) اين خبر به ابو براء رسيد و شكستن پيمان او به وسيلهء عامر بن طفيل و كشتن اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله برايش بسيار ناگوار و سخت بود ؛ لذا پسر خود ، ربيعة بن ابى براء را به سوى عامر بن طفيل فرستاد و او ضربهاى بر عامر وارد كرد كه بر رانش اصابت كرد . عامر گفت : اين به دستور عمويم ، ابو براء بوده است ، اگر مردم كه خونم بر گردن عمويم مىباشد و شما چيزى از او طلب نكنيد و اگر زنده ماندم ، خودم مىدانم كه چه كنم . « 1 »
--> آمدند تا استراحت كنند . از آنها سؤال كرد : از چه طايفهاى هستيد ؟ گفتند : از بنى عامر . پس صبر كرد تا هر دو به خواب رفتند و سپس ناگهان بر آنها حمله كرد و به انتقام يارانش آنها را كشت . هنگامى كه وارد مدينه شد ، اين خبر را هم به اطلاع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رسانيد كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : دو نفرى را كشتى كه بايد ديهء آنها را بپردازم ؛ زيرا آنها در پناه رسول اللّه بودند . سپس فرمود : اين حوادث به خاطر ابو براء است ؛ زيرا من از سرانجام اين كار مىترسيدم ( ج 3 ، ص 195 ) . و واقدى مىگويد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : كار بسيار بدى كردى كه اين دو نفر را به قتل رساندى در حالى كه آنها در پناه من بودند و حال بايد ديهء آنها را بپردازم ( ج 1 ، ص 352 ) . عمرو گفت : ديدم كه آنها بر حالت شرك خود باقى هستند و افراد قبيلهء آنها ما را فريب دادند و آن بلا را سرمان آوردند . و عمرو وسايل و لباسهاى آنها را هم به عنوان غنيمت آورده بود كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دستور داد آنها را كنار بگذارند تا به همراه ديه براى صاحب خون بفرستند ( ج 1 ، ص 364 ) . در ادامه مىگويد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در نماز صبح همان شبى كه اين خبر به وى رسيد ، قاتلان شهدا را به هنگامى كه سر از ركوع برداشت اين گونه نفرين كرد : سمع الله حمده ؛ خدايا خشم و غضب خود را بر مضر زياد كن ، خدايا بنى لحيان و زعب و رعل و ذكوان و عصيّة را نابود كن ؛ زيرا كه از خدا و رسولش نافرمانى كردند . خدايا بنى لحيان و عضل و قارّ را نابود كن . . . خدايا مستضعفان مؤمن را نجات بده : غفار غفر الله لها و اسلم سالمها اللّه ؛ سپس به سجده رفت و اين نفرين را به مدت پانزده روز و بنابر قولى تا چهل روز ادامه داد ( ج 1 ، ص 349 - 350 ) . همچنين اين دعا اشاره دارد بر اين كه قضيهء بنى لحيان و عضل و قارّه در ناحيهء رجيع قبل از بثر معونه بوده است . ( 1 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 187 و در مجمع البيان ، ج 2 ، ص 881 - 882 . و از ابن اسحاق نقل مىشود كه اين اقدام ربيعة بعد از آن بود كه قول حسّان بن ثابت در مورد او به گوشش رسيد كه گفته بود : بنى امّ البنين أ لم يرعكم * و انتم من ذوائب اهل نجد . . . اى پسران امّ البنين ، آيا به شما كه از قدرتمندان و گرگهاى اهل نجد هستيد ، خبر نرسيده است كه عامر به ابى براء زور گفته و پيمان و عهد او را شكسته است ؟ و مىدانيم كه خطا با عمد تفاوت دارد . آيا به ربيعه كه فردى كوشا و پرتلاش هست اين خبر نرسيده است ؟ و اگر رسيده است چه اقدامى كرده است ؟ ! در حالى كه پدرت ، ابو براء مرد جبهه و جنگ و دايىات حكم بن سعد ، فردى و الا مقام و عظيم است ( ابن هشام ، ج 3 ، ص 197 ) . همچنين از ابن اسحاق قول كعب بن مالك را نقل مىكند كه گفت : لقد طارت شعاعا كل وجه * خفارة ما أجار ابو براء . . . هرآينه كه پيمانشكنى نسبت به كسانى كه ابو براء به آنها پناه داده بود ، همه جا را فرا گرفت و شما اى فرزندان ام البنين آيا درخواست كمك اصحاب رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را نشنيديد و آيا فرياد كمك طلبى آن مظلومان را نشنيديد .